آخرین خبرها
خانه / قهرمانان پرورش اندام / فوت ناصر صونباطی در آستانه ۵۰ سالگی

فوت ناصر صونباطی در آستانه ۵۰ سالگی

مرگ ناصر صونباتیناصر صونباطی،بدنساز مشهور حرفه ای و نایب قهرمان مستر المپیا،هفته گذشته در سن ۴۸ سالگی در گذشت.صونباطی که یکی از پر افتخارترین بدنسازان دهه ۹۰ میلادی بود،از پدری مصری و مادری اهل صربستان در کشور آلمان به دنیا آمد.او فارغ التحصیل رشته تاریخ،علوم سیاسی و روانشناسی از داشنگاه آگسبورگ آلمان بود.علت فوت ناصر صونباطی ،نارسایی کلیوی اعلام شده است .ناصر فعالیت های بدنسازی اش را از سال ۱۹۸۳ آغاز کرد و ۷ سال بعد به جمع حرفه ای ها پیوست.اوج کار اودر سال ۱۹۹۷ بود که میتوانست قهرمان المپیا شود اما داوران در حق کشی آشکار ،رای برتری به دوریان یتس دادند.صونباطی دو سال بعد قهرمان آرنولد کلاسیک شد و تا سال ۲۰۰۵ هم در رقابت های حرفه ای حضور می یافت اما دو سه سال آخر عمر حرفه ای او،با ناکامی همراه بود.او بدنسازی بود که نسبت به خیلی از مسائل جاری بدنسازی حرفه ای معترض بود و هیچوقت این اعتراض را پنهان نکرد.

مرگ ناصر صونباطی از زبان همسرش

همسر ناصر صونباطی در خصوص مرگ بدنساز افسانه ای،گفت:مدتی بود که ناصر بیمار شده بود .در ماه نوامبر ۲۰۱۲ به دلیل مشکلات تنفسی در بیمارستانی در سان دیگو بستری شد و پس از آزمایشهای مختلف ،مشخص شد که وی دچار نارسایی قلبی و آسیب کلیه شده و این در حالی بود که از آن پس مجبور به دیالیز شدوضمن اینکه فقط با پیوند کلیه زنده می ماند ولی پزشکان به او گفتند که قلب او به قدری ضعیف شده که پیوند کلیه برای او چیزی را عوض نخواهد کرد و اینچنین شد که وی تصمیم گرفت به مصر سفر کند و در کنار خوانواده اش از دنیا برود.naseria

در ادامه بخش هایی از مشهورترین مصاحبه های او که در سال ۲۰۰۸ انجام شد را مرور میکنیم.

در باره وضعیت فنی بدنسازان امروز

اگر حمل بر خود ستایی و غرور نشود ،صادقانه باید بگویم شرکت کننده های امروزی در مسابقات به اندازه آنهایی که در اوج دهه ۹۰ بودند،توسعه یافته نیستند.من هیچ کوین لورن،یتس،ویلر ،شان ری،کریس کورمیر،جی کاتلر،رونی کلمن،بن عزیز،لی پریست،ژان پیر فوکس،پل دیلت و ناصر الصونباطی جدیدی نمیبینم.در آن زمان همه ژنتیک های فوق العاده ای داشتیم.امروز من ویکتور مارتینز و فیل هیث را خوب میبینم اما به بقیه نظر مساعدی ندارم.

المپیای سال ۱۹۹۷

بهترین مدرکم فیلم مسابقات ۹۷ است.آن فیلم بیانگر همه موضوعات است.اما در مورد آن شب میخواهم به نکاتی اشاره کنم..من باید خودم را با برنده آن شب یعنی دوریان یتس که ژنتیک بهتری از من دارد و حتی رگ های بیشتری هم داشت مقایسه کنم.من مثل او که چندین عضله پاره داشت هیچ پارگی نداشتم.بدن من بسیار بسیار متناسب تر از او بود.کمر من خیلی باریک تر از او بود و همچنین شکل  Vبالا تنه ام بهتر بود.شکم عضلانی تری داشتم،پوستم کاغذی بود،پشت بازو هایم بهتر بود،جلو بازو هایم بهتر بود،شانه هایم بهتر بود،عضلات سینه بهتری داشتم،پشت پاهایم بهتر بود و عضلات ران بهتری داشتم.من بدن سفت و سخت تر و همچنین بدن شاداب تری داشتم (چراکه یتس پشت بازو هایش اوایل هفته پاره شده بود و حتی سعی نکرده بود که باعمل جراحی آن را اصلاح کند چراکه در آن صورت نمیتوانست در مسابقه حاضر شود).

بعد از آن من این جمله کلیشه ای را شنیدم:… اما دوریان از نمای پشت ناصر را شکست داد).تنها بخشی از عضلات که به یتس باختم ،بخش پایین پشت فوق العاده اش بود.،در غیر این صورت او در ضخامت و پهنا باز هم مفلوب من بود.مستر المپیا مسابقه پایین زیر بغل نیست.عنوان قهرمان المپیا به کسی که دارای بهترین توسعه در بخش پایین پشت است داده نمیشود.که اگر این چنین باشد ،پس دیگر چرا بدنسازان بر روی عضلات دیگر خود کار میکنند?

از شش عنوان قهرمانی که یتس به دست آورد ،معتقدم که لایق نیمی از آنها نبود .یک اسم آنگولاساکسونی و وجود پیتر مک گاف(سر دبیر فلکس)در تشکیلات ویدر در کالیفرنیا برای یتس سرمایه خوبی بود.اگر بعد از المپیای ۹۷ فشار زیادی رویش نبود،باز هم سهی میکرد بار دیگر،یعنی سال ۹۸ به مسلبقه بیاید و حتما هم توقع داشت و بار دیگر عنوان قهرمانی را به خاطر بدن رو به زوال ترش به او تقدیم کنند.

مطابق با گفته داوران کاملا متوجه شدم که بدنسازانی مثل وینس تیلور،شان ری،کوین لورن،کریس کورمیر،لی پریست،و مت مندل هال نیز دچار همین بازی های شده اند و اسیر دست های پشت پرده شده اند.

وقتی میدانید نتایج از قبل مشخص هستند اصلا نمی توانید سخت تمرین کنید.من به مدت ۲۶ سال بدنسازم و ۲۲ سال بدون وقفه مسابقه داده ام.خیالاتیو گمراه نیستم بلکه خیلی منطقی هستم.نیازی نیست که خیلی باهوش باشید تا متوجه شوید که گاهی اوقات موارد آن طوری نیستند که باید باشند.

در المپیای ۱۹۹۷،۳ مورد از نتایج ۶ نفر اول دسکاری شدند.آنها گفتند که اشتباهی رخ داده است.در مهمانی مستر المپیای ۹۷ سه نفر متوجه شدند مقام هایشان جابه جا شده و در واقع نزول یافته است.بنا بر این حتی بعد از آن حتی در فیلم نسخه اصلی ۱۹۹۷(با شش نفر اولش)باید مجددا فیلم برداری و تدوین میشد.در سالهای ۱۹۹۷و۱۹۹۸ من نفر دوم آرنولد کلاسیک شدم و در نهایت سال ۱۹۹۹ توانستم اول شوم.کوین لورن جایزه عضلانی ترین بدنساز را گرفت در حالی که من آنجا ۱۳۰ کیلو بودم و او حدود ۲۲ کیلو از من سبک تر بود.با این اتفاق او فکر میکرد پس مسابقه را نیز خواهد برد،اما من قهرمان شدم.

داوران مسابقات

داورانی را میشناسم که شرکت کننده ها را با هم اشتباه میگیرند،شوخی نمیکنم.برخی داوران زمانی که پشت میز قضاوت هستند به سبب مصرف مشروبات الکلی تعادل ندارند و برخی ها معتاد به مواد مخدر هستند،بعضی دیگر اهمیت نمیدهند و برخی هم اهل آمریکا نیستند و بر مبنای آنچه از قبل گفته شده داوری میکنندو دلشان نمیخواهد به خاطر یک شرکت کننده با داور دیگری بحث و جدل کنند.در نهایت آنها باید توسط آمریکایی ها حقوق کار خود را بگیرند و برخی هم چراغ سبز داوری مجدد را پیدا نخواهند کرد،چراکه حرف گوش نمیدهند و خارج از توقع رای میدهند.حتی فکر میکنم من تا به امروز منتقد ترین فرد در مقابل داوری حرفه ای بوده ام.مسلما اگر همش کمتری داشتم و اهل تملق گویی بودم،مشکلات کمتری داشتم و اگر به جای آنکه اسمم ناصر الصونباطی باشد نامی مثل جک جکسون یا جان جانسون داشتم شاید وضعیتم بهتر بود.

بدنساز کامل

چیزی به عنوان بدن کامل وجود ندارد.هر یک از ما در چشم تماشاگر دارای شکل و فرم زیبای خودمان هستیم.کسی که بهترین مجموعه را شکل،تفارن،تناسب،تفکیک،سایز،سفتی و در نهایت زیبایی کلی را دارد،به عنوان قهرمان انتخاب و معرفی خواهد شد.بدن کامل را بدین شکل میتوان معنا کرد.بدن کامل یک مسئله کاملا سلیقه ای است.به عنوان مثال خیلی ها بر این باورند که جی کاتلر نباید مستر المپیا شود چراکه بدنش خیلی بلوکی شکل و کمرش بسیار پهن است.دیگرانی هستند که میگویند شان ری باید قهرمان مستر المپیا میشد چراکه گردی عضلاتش بهتر بودو دارای تناسب و برجستگی های زیبا تری در عضلاتش بود.بنا بر این چیزی به عنوان بدن کامل معنا ندارد.

مشکلات بدنسازی

بزرگترین مشکلی که ,جود دارد این اsت که برای قهرمانان حرفه ای هنوز پول کافی وجود ندارد و همه چیز تنها به چند قرارداد محدود میشود.بنا بر این خیلی از بدنسازان مجبور میشوند با بدن های نیمه آماده پا روی صحنه بگذارند،چراکه برای پول درآوردن باید شغل دیگری داشته باشند و همچنین باید وقت کافی را برای آماده سازی خود پیدا کنند.اکثر حرفه ای ها به ظاهر حرفه ای هستند ،اما ۹۵ درصد آنها یا چندین شغل دارند یا دارو فروشند یا اینکه خودشان را با انجام فعالیت هایی مثل اسکورت و محافظ خراب میکنند.یا اینکه ۲۴ ساعت از ۷ روز هفته را مشغول اداره کردن شاگرد های خصوصی خود میکنند.

بعضی ها در نهایت سر از زندان در می آورند و جالب است که همیشه میشنوم که میگویند ما باید این ورزش را مردمی و مشهور کنیم!وقتی میشنوم که چیزی در بدنسازی تغییر کرد ،اولین مسئله ای که به آن فکر میکنم این است که ضررش حتما برای بدنسازان خواهد بود .آنها پول در می آورند ولی ما نه.گاهی اوقات در بعضی از هتل های مسابقات حرفه ای(حتی در آمریکا)در اتاق هایی اقامت کردیم که موش ها دور اتاق این طرف و آن طرف میرفتند.جاهایی بودیم که غذا نداشتند،آب نبود.در مسابقه ای به نام کاپ جهانی جو ویدر که در ایتالیا برگزار شد،مسابقه جایی برگزار شد که مثل خانه مردگان بود ،به طوری که روی دیوار خون بود ،نوشیدنی نبود،حوله نبود،پزشکی نبود و حتی یادشان رفته بود برای پشت صحنه وزنه بیاورند و اگر بخواهم ادامه دهم قصه دراز است.در گذشته ماهها طول میکشید تا جایزه نقدی مستر المپیا به دست قهرمانان برسد.دلایل اداری مثل جواب تست دوپینگ هنوز نیامده را به ما تحویل میدادند و این در حالی بود که دیگران از وجود پول در حساب بانکی خود لذت میبردند و ما در انتظار میماندیم.یک بار مسابقه در اروپا برگزار شد که بعد از آن به ما غذا ندادند و در عوض ما را بردند تا تی شرت هایی را امضاء کنیم تا برای موسسات خیریه ببرند و هیچ کس نمی دانست که غذای مسابقه به کجا پست شده بود.

 

روابط دوستانه در بدنسازی

من در بدنسازی روابط دوستی ندارم.همانطور که یک بار ۱۰ سال پیش در مصاحبه ای در مجله فلکس گفتم،دوستی بدنسازان بر اساس روابط دارویی است .در این حد که به هم میگویند چه داری؟و چه دارویی میخواهی؟حد اقل در زمان وین دمیلیا(رئیس سابق بدنسازی حرفه ای)ما گاهی اوقات حد اقل ۸ مسابقه در ۸ کشور داشتیم که همگی بعد از المپیا در اروپا انجام میشدند .من دیگر شاهد چنین حرکاتی نیستم.بنا بر این امکان به دست آوردن مقداری پول و همچنین امکان سهمیه گرفتن برای مستر المپیای بعدی بدین صورت از دست رفته است.حالا بعد از المپیا فقط ۳ مسابقه انجام میشود.محل اجتماع المپیا برای بدنسازان بهتر نشده ،بلکه بری برگزار کننده ها ارزانتر شدهاست.شما اگر بین ۱۰ نفر مستر المپیا قرار نگیرید،باید مجددا صلاحیت حضور را برای سال بعدی به دست آورید.در گذشته شش نفر اول به طور خودکار برای سال بعد دعوت میشدند.حالا آنها میتوانند پول بیشتری به جیب بزنند چراکه نفرات برتر در مسابقات بیشتری شرکت میکنند.حالا بلیط فروشی بیشتری صورت میگیرد و این برای تماشا چی ها بهتر است اما برای ورزشکاران خوب نیست ،چراکه باید داروهایی با طول عمر کمتر را بیشتر مصرف کنند.

درآمد بدنسازان

برای امرار معاش از این راه باید بین ۱۰ نفر اول دنیا باشیدو این روال مداوم باشد.مثل این است که مثلا دندانپژشک باشید و تنها راه کسب درآمدتان این باشد که جزو ۱۰ نفر اول شهر ،کشور،ایالت یا قاره خود که هیچ بلکه سیاره خود باشید و این مداوم باشد و جالب اینجاست که باید هر ۶ الی ۱۲ ماه جایگاه خود را اثبات کنید.

آینده بدنسازی حرفه ای

شخصا فکر میکنم پول زیادی به بدنسازی تزریق نمیشود و همچنان جوایز و قرار دادهای بدنسازان ارزان باقی می ماند .بدنسازی به ناکجاآباد میرود.افزایش دادن جوایز صرفا در مسابقات آرنولد کلاسیک و مستر المپیا نمیتواند کمکی به این ورزش کند.اگر بدنسازان افراد با انگیزه و با روحیه ای نبودند،سالها قبل این ورزش تعطیل میشد.من بدنسازی را شروع نکردم که پولدار شوم.اما این ورزش تبدیل به حرفه میشود و مردم باید قادر باششند پول کافی از آن حاصل کنند و زندگی خوبی برای خود فراهم کنند ،به ویژه اگر بخواهند در رشته خود در کلاس جهانی رقابت کنند .بدنسازان حرفه ای به طور کلی زیر خط فقر زندگی میکنند البته گاهی بهتر میشوند و گاهی هم وضع خوبی ندارند.چه کسی میتواند این غذاهایی که در لیست های غذایی مجلات به عنوان برنامه غذایی چاپ میشود را تهیه و مصرف کند/در واقع چه کسی چنین بودجه ای دارد که دائم این گونه تغذیه کند ؟با دانستن این حقایق و حضور چندین ساله ام در در بدنسازی،شاهد بودن اظطراب و رای های فراتر از بحث برانگیز،دزدیها و دیدن شمار زیادی از قربانیان مریض و ناسالم بدنسازی ،به هیچ کس توصیه نمیکنم که وارد بدنسازی مسابقه ای شود.بدنسازی مسابقه ای مرا افسرده و ناراحت میکند .در ورزش دیگر مثل فوتبال حرفه ای ،بسکتبال حرفه ای ،بیسبال حرفه ای،افرادی که دچار آسیب و بیماری میشوند ،حد اقل دارای حمایت های درمانی و اقتصادی هستند و بدین ترتیب امنیت دارند.

فقدان وجود منبع درآمد ثابت و فقدان دستمزدهای کافی برای قهرمانان سخت کوش بدنسازی باعث میشود بخش عمده ای از آنها لطمه بخورند.

ناداوری در مسابقات

من در بیش از ۱۰ مسابقه به جای مقام اول به مقام دوم بسنده کردم و در بیش از ۱۰ رقابت دیگر مرا سوم کردند .اگر فرصت داشتم دیگر مثل یک شخصیت محجوب رفتار نمیکردم ،به ویژه اگز در مورد نتایج مسابقات قرار بود رفتاری انجام دهم.

جو ویدر

من وقتی به دنیا آمدم اولین دوره مستر المپیا در حال برگزاری بود ،بنا بر این دارای دیدگاه وسیعی در این رشته نیستم .اما بنابر تجربه و مشاهدات خودم میتوانم بگویم که بدن تلاش برادران ویدر ورزش بدنسازی به شکا امروزی اش نمی توانست برسد.آنها با روحیه کاری بالا،مقالات،مجلات متعدد،به وجود آوردن مسابقات مختلف به ویژه مستر المپیا،راه اندازی خط تولید دستگاه های بدنسازی،فروشگاه های عرضه مکمل های غذایی،اسپانسر شدن قهرمانان و تولید درامد دائم برای آنها در این ورزش بیشترین اثر را گذاشته اند.

با دریافت حقوق از کمپانی ویدر به مدت دوازده سال توانستم بدون وجود سایه سنگین هزینه ها با ۱۰۰ درصد تمرکز تلاش کنم  و مسابقه دهم..بعضی از شرکت ها از کار ویدر تقلید میکنند و اسپانسر بدنسازان میشوند اما هیچ کمپانی مثل برادران ویدر تا ازدواج قهرمانانش پا جلو نمیگذارد .با داشتن حقوق از ویدر طی سالیان سال توانستم از آلمان به کالیفرنیا نقل مکان کنم.من هر زمان که دلم میخواست میتوانستم با جو و بن ویدر صحبت کنم و هر نکته ای که به نظرم میرسید به آنها میگفتم.آنها برای من وقت می گذاشتند.

اغلب میشنوم میگویند برادران ویدر هستند که مسابقات و حتی مستر المپیا را دستکاری میکنند .این کاملا تصور غلطی است و مربوط میشود به افراد پستی که حتی کسی آنها را نمی شناسد تا بخواهد سرشان فریاد بزند .جو و بن ویدر هرگز در هیچ کدام از دستکاری ها نقش نداشته اند .جو ویدر بدنسازی را دوست دارد و عاشق این ورزش است و بدون او هرگز یک سوپر ستاره بدنسازی نیمیشدم.او از من یک ستاره ساخت و پول همه عکس هایی را که از من در مجلات بدنسازی به چاپ رسید را داد و مرا تشویق کرد و انگیزه داد.

زندگی خسته کننده حرفه ای

۲الی ۳ هفته پایان قبل از مسابقه خسته کننده ترین زمان است.قبل از تمرین برای لباس پوشیدن مشکل دارم،همچنین بعد از تمرین برای تعویض لباس مشکل دارم.در ۲الی۳ هفته آخر مسابقات حتی جوراب و کفشم را همسرم برایم میپوشاند .حین و یا بعد از تمرینات دوره مسابقات بارها زمین خوردم و در حال حاضر روی استخوان های قلم پایم زخم های زیادی دارم چراکه طی راه رفتن در زمان آماده سازی مسابقات به دفعات زمین خورده ام و همه اینها به خاطر مصرف بسیار محدود کربوهیدراتهاست.

بعضی ها حتی در این دوران نیاز به کمک دیگران برای تمرین کردن دارند به طوری که توان کم و زیاد کردن وزنه را ندارند و یارهای تمرینشان این کار را انجام میدهند.گاهی اوقات پس از تمرینم ساعت ها از خستگی حرف نمیزدم یا اینکه ساعت ها به همه چیز اعتراض میکردم..به واسطه فقدان کربوهیدرات همیشه حتی زیر دوش آب گرم هم احساس سرما میکردم.شبها حدود ۲۰الی ۱۵ مرتبه از خئاب بیدار میشدم تا به دستشویی بروم .چراکه کربوهیدرات کمتری میخوردم و ذخایر گلیکوژنی که آب را نگه می دارند وجود ندارند.بی خوابی در رژیم عادی است.

بدنسازی حرفه ای یکی از سنگینترین،سخت ترین و انرژی گیر ترین ورزش های دنیاست .هنوز مردم وقتی میشنوند ما بدنسازان حرفه ای روزی ۸ ساعت مثل کارمندان کار نمیکنیم تعجب میکنند.یک جلسه تمرین ۷۰ ای ۱۲۰ دقیقه ای یا دو جلسه تمرین هر بار به مدت ۹۰ دقیقه به اضافه تمرین هوازی در نظر خیلی از مردم کار خاصی نیست.ان چیزی که برای چندمین بار به طور مسلم میتوانم بگویم  این است که به هیچ کسی پیشنهاد و یا توصیه نمیکنم که بدنسازی را در سطح حرفه ای دنبال کند.نه تنها این کار الزامی ندارد ،یلکه برای این سطح باید دارو مصرف شود و هیچ ضمانت اقتصادی و یا امنیت داوری عادلانه و همچنین بیمه ای برای تضمین سلامتی وجود ندارد.به شخصه نمیشناسم که کسی از بین برگزار کنندگان مسابقات یا داوران را که فرزندان خود را تشویق به فعالیت در بدنسازی مسابقه ای کنند.

 

۱۱ نظر

  1. فوق العاده بود . خسته نباشید

  2. با سلام خدمت مدیر محترم این وبلاگ. زندگی ارزش نداره تنها چیزی که ارزش داره اینه که با هم خوب باشیم دل همدیگه رو نشکنیم ناصر صونباطی هم فوت کرد کسی که چندین سال ورزش کرد و زحمت کشید حالا اون بدن ورزیده ناصر تبدیل به خاک شده بزرگتیرن انسانها هم روزی میمیرن همه میمیریم ولی با کوله باری پر از گناه چند روز دیگه تو ۱متر جا خاک میشیم اونوقت مصیبت گناهامون رو باید بکشیم تختی هم فوت کرد بروسلی هم فوت کرد با اون همه عظمتش . روزی که بمیریم چی با خودمون میبریم ؟ هیچ چی ! فقط ۱متر کفنی پولدار باشیم یا فقیر فقط ۱متر پارچه میبریم . از مدیر وبلاگ ممنون هستم

  3. سلام. ببخشید ایا به خاطر داروهایی هست که مصرف میکرده؟

  4. خیلی ناراحت شدم باورم نمی شه واقعاً یکی از الگوهام بود خیلی خیلی ناراحت شدم . ممنونم از اطلاع رسانی تون

  5. خیلی خیلی واسم ناراحت کننده بود یکی از الگو هامو از دست دادم متاسفام .

  6. سلام خیلی ناراحت شدم متاسفانه یکی از ورزشکاران بزرگ را از دست دادیم . مشخصاً مصرف بیش از حد استروئید ها و هورمون ها چنین با بدن می کند . به همه ورزشکاران عزیز توصیه می کنم از این مواد دوری کنند .

  7. مرسی از زحمتتون.

  8. بسیار ممنون.خیلی خوب بود.به نظر من اگر کسی ورزش را بعنوان حرفه می خواهد انتخاب کند،بهتر است دنبال رشته های پولساز برود مثل فوتبال.چراکه ورزش،استهلاک بدن است و تا همیشه نمی توان ورزش حرفه ای را با نیروی جوانی انجام داد و جزو بهترینها بود و باید فکر فردای پیری را هم کرد.بدنسازی سالم و طبیعی، به تنهایی جزو بهترین ورزشهاست اما حرفه ای ان(پرورش اندام) فقط یک سراب و قماری است که آخرش باخت است.درآمد کافی ندارد و خیلی هم خرج دارد و خیلی هم وقت می خواهد(ساعت خواب کافی و غذاهای خاص به فواصل منظم در روز) و ضرر استفاده از داروها برای بدن و سلامتی هم به کنار…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.